تو که نیستی
شب تا صبح بیدارم از عشقت میبارم
بی خبر از حالم موندی مهربون یارم
دیگه بدجور دلگیرم دیگه از جونم سیرم
تو سکوتم توی بغضم بی تو دارم میمیرم
اره میدونم و میدونی بد جور دیونم
به امیدی به نویدی دارم از تو میخونم
دیگه بسه دل خسته داره از غم می پوسه
جای خورشید توی چشمام دیگه سوسوی فانوسه
تو که نیستی آوارم از دنیا بیزارم
تو که نیستی بی ماهم تک و تنها توی راهم
تو که نیستی تاریکم به نبودن نزدیکم
تو که نیستی بی برگم بی روحم یک سنگم
تو که نیستی نه هوا هست نه نفس هست نه ترانه
تو که نیستی واسه بودن نمی مونه یه بهانه
-------------------------
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می داد …
دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کرد…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبید …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبید…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو داشت…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشید …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبید …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوبود…
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده بود…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده بود…
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من بود…
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من بود…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من بود…
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه ام بود…
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرارم بود…
دلم برای کسی تنگ است که سنگ صبورم بود…
دلم برای کسی تنگ است که نزدیکتر از من به من بود…
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کرد…
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم بود…
دلم برای کسی تنگ است که راحت رفت
دلم برای کسی تنگ است که۰۰۰۰۰
===========================